X
تبلیغات
نماشا
رایتل

*** ستاره های بی شمار

""هر ستاره شبی است که از تو دورم،آسمان چه پر ستاره است""

تا وقتی بد نشی، نمیفهمن که چقد خوب بودی

پس ... من بعد !!!

من بد ...

  

 

 

ببین پشت سرمون حرفای رنگی میزنن

دروغ و تهمتا رو به چه قشنگی میزنن

 

انگا نمیخوان ما دو تا مال هم باشیم

دوس دارن که غیر ممکن ومحال هم باشیم

 

نگا به خودت نکن،خیلی از آدما بدن

خیلیا پشت سر ما حرفای سیاه زدن

 

هرکی از راه می رسه یه قصه تازه میگه

اسممو زود میذاره کنار یه اسم دیگه !

 

از بداقبالی من توام به اون گوش میکنی

بیشتر از پیش منو میرونی،فراموش میکنی

 

آدما دوس ندارن به قصه مون نگا کنن

دوس دارن ما رو یه جور از همدیگه جدا کنن

 

تو هم به جای اعتماد، حق میدی به غریبه ها

نمی گی  اونا کجا و  عشق مٍنت  کجا

 

وقتشه تا بیام و به عاشقی عمل کنم

مشکل خیلیارو با این بهونه حل کنم

 

دنیا انگار نمی خواد،تو منو باور بکنی

دلشون خنک میشه منو پر پر بکنی

 

خط بزن خیلیارو از تو کتاب زندگیت

که حسودی میکنن به قصه دیوونگیت

 

دنیارو به هم میریزم تا بگم،ای آدما

میخواین بهم بگه بجای تو، شما !

 

نوشته شده در چهارشنبه 27 اسفند‌ماه سال 1393ساعت 20:02 توسط پژمان نظرات (11)

دستانم شاید ...

اما دلم نمیرود به نوشتن ...

این کلمات به هم دوخته شده کجا ، احساسات من کجا !!!

این بار نخوانده مرا بفهم ...

باید فراموشت کنم ، چندی است تمرین می کنم
من می توانـم ، می شود ، آرام تلقین می کنم

با عکس های دیگری ، تا صبح صحبت می کنم

با آن اتاق خویش را ، بیهوده تزیین می کنم

سخت است اما می شود ، در نقش یک عاقل روم
شب نه دعایت می کنم ، نه صبح نفرین می کنم

حالم نه اصلا خوب نیست ، تا بعد بهتر می شود
فکری برای این دل ِ ، تنهای غمگین می کنم

من می پذیرم رفته ای و بر نمی گردی همین
خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم

از جنب و جوش افتاده ام ، دیگر نمی گویم به خود :
وقتی عروسی می کند ، آن می کنم ، این می کنم!!

خوابم نمی آید ولی ، از ترس بیداری به زور
با لطف قرص ِ قدّ ِ نُقل ، یک خواب رنگین می کنم

این درد ِ زرد ِ بی کسی ، بر شانه جا خوش کرده است
از روی عادت دوستی ، با بار سنگین می کنم

هر چه دعا کردم نشد ، شاید کسی آمین نگفت
حالا تقاضای دلی ، سرشار از آمین می کنم

حالا نه تو مال منی ، نه خواستی سهمت شوم
این مشکل من بود و هست ، در عشق گلچین می کنم

کم کم ز یادم می روی ، این روزگار و رسم اوست
این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین می کنم

.

  لینک دانلود آهنگ بلاتکلیف 

نوشته شده در دوشنبه 20 مرداد‌ماه سال 1393ساعت 10:57 توسط پژمان نظرات (44)

قطعات به جا مانده از بغض

آخرین لقمه های سحرم بودند ...

بعد اذان صبح ...

باز هم روزه داره راز تو را خواستن میشوم ...

نوشته شده در چهارشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1393ساعت 00:00 توسط پژمان

  1    2    3    4    5  >>

Design By : Pichak